گل واژه های عاشقانه - حافظ شناسی

آشنایی با اشعار حافظوکلید واژه هاوتمثیل هاو...

کاش چون پاییز بودم (فروغ فرخ زاد)
 


کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.
برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,
آفتاب دیدگانم سرد می شد,
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,
شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد,
در شرار آتش دردی نهانی.
نغمه ی من ...


همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.
پیش رویم :
چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر :
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام :
منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.
کاش چون پاییز بودم

فروغ فرخزاد



[ یکشنبه ششم مهر 1393 ] [ 8:39 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

پاییز در شعر مهدی اخوان ثالث
 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،


با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ورجز،اینش جامه ای باید .


بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست


گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن .
پادشاه فصلها ، پائیز .


[ یکشنبه ششم مهر 1393 ] [ 8:38 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

دلم خون شد از این افسرده پاییز- از فریدون مشیری
 

دلم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز


غروبی سخت محنت بار دارد
همه درد است و با دل کار دارد


شرنگ افزای رنج زندگانی ست
غم او چون غم من جاودانی ست


ادامه مطلب

[ یکشنبه ششم مهر 1393 ] [ 8:37 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

میلاد امام رضا(ع) بر همگان مبارکباد

روز ولادت تو غزل آفریده شد

مفعول و فاعلات و فعل آفریده شد

 

پلکی زدی و معجزه ای را رقم زدی

از برق چشمهات زحل آفریده شد

 

ازشهد غنچه ی لب پر خنده ی شما

در چشمه ی بهشت عسل آفریده شد

 

عالم به رقص آمد و،از پایکوبی اش

ازطوس تا حجاز گسل آفریده شد

 

سینه به سینه؛ شکرخدا عاشق توایم

این عشق پاک روز ازل آفریده شد

 

شعر وحید قاسمی


ادامه مطلب

[ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 ] [ 10:45 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

ماه رمضان در شعر مولوی
 

ماه رمضان آمد اي يار قمرسيما
بر بند سر سفره بگشاي ره بالا
اي ياوه هرجايي، وقت‌ است كه باز آيي
بنگر سوي حلوايي تا كي طلبي حلوا...
مرغت ز خور و هيضه، مانده‏ست درين بيضه
بيرون شو از اين بيضه تا باز شود پرها
بر ياد لب دلبر خشك‌ است لب مهتر
خوش با شكم خالي مي‏نالد چون سرنا
خالي شو  و خالي به لب بر لب نايي نه
چون ني زدمش پر شو و آنگاه شكر مي‏خا...
گر توبه زيان كردي آخر چه زيان كردي
كو سفره نان افزا كو دلبر جان افزا
از درد به صاف آييم و ز صاف به قاف آييم
كز قاف صيام اي جان، عصفور شود عنقا
صفراي صيام ار چه، سوداي سفر افزا
ليكن ز چنين سودا يابند يد بيضا
هر سال نه جوها را مي‏پاك كند از گل
تا آب روان گردد تا كشت‏ شود خضرا
بر جوي كنان تو هم، ايثار كن اين نان را
تا آب حيات آيد تا زنده شود اجزا...

[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 13:11 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

ماه رمضان در شعر حافظ شیرازی
 

ساقي بيار باده كه ماه صيام رفت
در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت
وقت عزيز رفت ‏بيا تا قضا كنيم
عمري كه بي‌حضور صراحي و جام رفت
مستم كن آن‌چنان كه ندانم ز بيخودى
در عرصه خيال كه آمد كدام رفت
بر بوى آن كه جرعه جامت به ما رسد
در مصطبه دعاى تو هر صبح و شام رفت
دل را كه مرده بود حياتى به جان رسيد
تا بويى از نسيم مى‌اش در مشام رفت
زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه   
رند از ره نياز به دارالسلام رفت
نقد دلى كه بود مرا صرف باده شد   
قلب سياه بود از آن در حرام رفت
در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود
مي‏ده كه عمر در سر سوداي خام رفت
ديگر مكن نصيحت حافظ كه ره نيافت
گم‌گشته‌اى كه باده نابش به كام رفت

[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 13:8 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

سلام حافظ
 

به من سلام فرستاد دوستى امروز              
 كه اى نتيجه ء كلكت سواد بينائى
پس از دو سال كه بختت به خانه باز آورد   
چرا ز خانه خواجه به در نمى آئى
جواب دادم و گفتم بدار معذورم                   
 كه اين طريقه نه خودكامى است و خود رائى
وكيل قاضيم اندر گذر كمين كردست            
  به كف قباله دعوى چو مار كبرائى
كه گر برون نهم از آستان خواجه قدم             
بگيردم سوى زندان برد به رسوائى
جناب خواجه حصار منست گر اينجا              
 كسى نفس زند از حجت تقاضائى
به عون و قوت بازوى بندگان وزير                 
  به سيلى اش بشكافم دماغ سودائى
هميشه باد جهانش به كام و از سر صدق       
 كمر به بندگيش بسته چرخ مينائى

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 14:31 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

غزلی عاشقانه از خواجه شیراز
 


ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش

آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد

در خرابات بگویید که هشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است

ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست

بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش

کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو

دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی

عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

 

 

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 14:30 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

تقدیم به پدرم و تقدیر از همه زحماتش
 

شب بود وماه واختروشمع و من و خیال

خواب از سرم به نغمه ی مرغی پریده بود

در گوشه ی اتاق فرو رفته در سکوت

  رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود

  ---------------------------------------------  

 در عالم خیال به چشم آمدم پدر

  کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود  

 موی سیاه او شده بود اندکی سپید

  گویی سپیده از افق شب دمیده بود

---------------------------------------------

  یاد آمدم که در دل شب ها هزار بار

  دست نوازشم به سرو رو کشیده بود  

 از خود برون شدم به تماشای روی او  

  کی لذت وصال بدین حد رسیده بود  

 >--------------------------------------------  

 چون محو شد خیال پدر از نظر مرا  

  اشکی به روی گونه ی زردم چکیده بود  

 

[ یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 ] [ 14:30 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

روز پدر مبارکباد .
 

رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را

تا کی کنیم بی تو صبری که نیست ما را

بازآ که عاشقانت جامه سیاه کردند

چون ناخن عروسان از هجر تو نگارا


ادامه مطلب

[ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 11:18 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

میلاد خجسته حضرت فاطمه زهرا مبارک باشه .
 این گل زیبا تقدیم به مادرم وهمه مادران مهربان دنیا. روزتون مبارک بادا.

مادر

ای باغبان هستی من

گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کردی

و گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام ساختی . . .

روزت مبارک

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 9:27 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

تبریک میلاد خجسته حضرت فاطمه زهرا(سلام اله علیها)
 

دريا غريق مرحمت بي كران تو

هفت آسمان تجلي رنگين كمان تو

خورشيد ناز مي كشد از ذرهاي خاك

آنجا كه صبح مي گذرد كاروان تو

صدها فرشته بال نهادند بر زمين

تا دامن خديجه شود ميزبان تو

بهتر شد آن زنان قريشي نيامدند

حوا و مريم اند پرستار جان تو

بر قلبهاي خسته ما هم نزول كن

اي جبرئيل تا به سحر هم زبان تو

يك شاخه ياس در دل مجروح كاشتيم

 تنها به احترام مزار نهان تو

در بارش است رحمت بي حد ابر تو

پنهان شده است مثل شب قدر قبر تو


 

[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ 13:22 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

عشق خدا
 

حديث قدسي : من طلبني وجدني ومن وجدني عرفني و ...

درحديث قدسياست كه خدا مي فرمايد:

 مَن طلبني وجدني، و من وجدني عرفني، و من عرفني احبني، و من احبني عشقني، و من عشقني عشقته، و من عشقته قتلته، و من قتلته فعليّ ديته ،و من عليّ ديته فانا ديته.

 آن كس كه مرا طلب كند، من را مي يابد و آن كس كه مرا يافت، من را مي شناسد و آن كس كه مرا شناخت، من را دوست مي دارد و آن كس كه مرا دوست داشت، به من عشق مي ورزد و آن كس كه به من عشق ورزيد، من نيز به او عشق مي ورزم و آن كس كه من به او عشق ورزيدم،او را مي كشم و آن كس را كه من بكشم، خون بهاي او بر من واجب است و آن كس كه خون بهايش بر من واجب شد، پس خود من خون بهاي او مي باشم

شهيد محبت به غسل و كفن نياز ندارد،خداوند او را در حوض كوثر غسل مي دهد و با هفتاد جامه حرير او را كفن مي كند. هفتادجامه، هفتاد صفت خوب است كه اول آنها محبت اميرالمومنين است. ديگري صدق است

 

[ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ] [ 12:40 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

تفال سال نو:
حافظ گشوده ام و چه زیباست فال تو

حتما قشنگ میشود امسال حال تو

با آن زبان فاخر وایرانی واصیل

فرخنده باد روز و شب وماه وسال تو.

[ یکشنبه سوم فروردین 1393 ] [ 11:56 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

یا مقلب القلوب والابصار، با مدبر اللیل والنهار
 فرا رسیدن سال نو بر همه اهل زمین مبارکباد.

ماه من چهره برافروز که آمد شب عید

عید بر چهره چون ماه تو می باید دید

نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت

سال نو با طرب و غلغله شوق دمید

[ یکشنبه سوم فروردین 1393 ] [ 11:50 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

برف و سرما در طنز اجتماعی
 

همدلی با توده محروم و تنگدست، به ویژه از "دوره بیداری" که شعر به زندگی و زبان مردم نزدیک شد، در شعر معاصر نمونه‌های فراوان دارد. یکی از معروف‌ترین اشعار در دفاع از مردم "سرمازده" را سید اشرف گیلانی (نسیم شمال) سروده است:

آخ عجب سرماست امشب، ای ننه!

ما که می‌میریم در هذالسنه
تو نگفتی می‌کنیم امشب الو؟
تو نگفتی می‌خوریم امشب پلو؟
نه پلو دیدیم امشب نه چلو
سخت افتادیم اندر منگنه...
این اتاق ما شده چون زمهریر
باد می‌آید ز هر سو چون سفیر
من ز سرما می‌زنم امشب نفیر
می‌دوم از میسره بر میمنه...
اغنیا مرغ و مسما می‌خورند
با غذا کنیاک و شامپا می‌‌خورند
منزل ما جمله سرما می‌خورند
خانۀ ما بدتر است از گردنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه!


ادامه مطلب

[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ] [ 13:15 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

روز بزرگداشت حافظ مبارک باشه

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق  

گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

روز بزرگداشت خواجه حافظ شیرازی بر همه ادب دوستان مبارک باشه .

[ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 ] [ 12:28 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
 

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
باد خنک از جانب خوارزم وزان است

آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزان است
گویی به مثل پیرهن رنگ رزان است.


 

 


ادامه مطلب

[ شنبه ششم مهر 1392 ] [ 13:2 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

آفتابگردان
  "ای آفتاب حسن برون آدمی ز ابر                کان چهره مشعشع تابانم آرزوست

 گفتندکه یافت می نشود جسته ایم ما         گفت انکه یافت می نشودآنم آرزوست " 

[ یکشنبه هفدهم شهریور 1392 ] [ 12:22 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

غزلی از حافظ


ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست

جانم از جام می عشق تو دیوانه و مست

تنم از مهر رخت موئی و از موئی کم

صد گره در خم هر مویت و هر موئی شست

هر که چون ماه نو انگشت‌نما شد در شهر

همچو ابروی تو در باده‌پرستان پیوست

تا ابد مست بیفتد چو من از ساغر عشق

می پرستی که بود بیخبر از جام الست

تو مپندار که از خودخبرم هست که نیست

یا دلم بستهٔ بند کمرت نیست که هست

آنچنان در دل تنگم زده‌ئی خیمهٔ انس

که کسی را نبود جز تو درو جای نشست

همه را کار شرابست و مرا کار خراب

همه را باده بدستست و مرا باد بدست

چو بدیدم که سر زلف کژت بشکستند

راستی را دل من نیز بغایت بشکست

کار یاقوت تو تا باده فروشی باشد

نتوان گفت بخواجو که مشو باده پرست

 

[ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ] [ 18:42 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

ترکیب بند زیبای وحشی بافقی
 

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه بی سر و سامانی من گوش کنید

گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی

سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم

ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم

عقل و دین باخته، دیوانه‌ی رویی بودیم

بسته‌ی سلسله‌ی سلسله مویی بودیم

کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود

یک گرفتار از این جمله که هستند نبود


ادامه مطلب

[ سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 ] [ 8:45 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

روزه و رمضان در اشعار حافظ شیرازی
- زان می عشق كران پخته شود هر خامی
گرچه ماه رمضان است بیاور جامی
- زان باده كه در میكده عشق فروشند
ما را دو سه پیمانه بده گو رمضان باش
- ساقی بیار باده كه ماه صیام رفت
در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا كنیم
عمری كه بی حضور صراحی به جام رفت
- گر فوت شد سحور چه نفصان صبوح هست
از می كنند روزه گشا طالبان یار

ادامه مطلب

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 11:6 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

اللهم رب الشهر رمضان ، الذی انزلت فیه القرآن ، وافترضت علی عبادک فیه الصیام....
 

[ پنجشنبه سوم مرداد 1392 ] [ 16:5 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

ماه رمضان مبارک باشه
 

 

آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟

آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست

باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک

می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست

سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست

تاکه معلوم شود  طالب دیدار کجاست

بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب

تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست

مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید

سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست

ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار

تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست

حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد

در و دیوار زند داد خریدار کجاست

آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور

گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست

من ژولیده به آوای جلی می گویم

آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست

ژولیده نیشابوری


[ پنجشنبه سوم مرداد 1392 ] [ 16:4 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

مبعث پیامبر مهربانیها برهمگان مبارکباد.
بلغ العلی بکماله ُ کشف الدجی بجماله             حسنت جمیع خصاله ُ صلوا علیه واله

 

[ شنبه هجدهم خرداد 1392 ] [ 11:18 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

مثنوی (الا ای آهوی وحشی)
 
حافظ
 

الا ای آهوی وحشی کجایی

مرا با توست چندین آشنایی

دو تنها و دو سرگردان دو بیکس

دد و دامت کمین از پیش و از پس

بیا تا حال یکدیگر بدانیم

مراد هم بجوییم ار توانیم


ادامه مطلب

[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 10:23 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

ماه رجب مبارک
 

امام على عليه السلام فرمود:

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23)

[ چهارشنبه یکم خرداد 1392 ] [ 0:43 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

هفته بر معلمین واساتید عزیزم مبارکباشه
 

"دکتر حمید طاهری معلم واستاد برجسته کشور"

دکتر قاسم انصاری از اساتید برجسته کشور

دکتر محمد شفیع صفاری از اساتید برجسته کشور که عکس ایشونو پیدا نکردم و از همین جا از همشون سپاسگزارم واز خدا سلامتی ایشونو میخوام .

 

[ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:54 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

روز معلم مبارک
 

[ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:49 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]

نامه سوم از زبان عاشق به معشوق

اوحدی

از اوحدی مراغه ای " منطق العشاق "

مگر با ما سر یاری نداری؟

که ما را در مشقت میگذاری؟

چرا در رخ کشیدی پردهٔ ناز؟

مکن، کز پرده بیرون افتدت راز

تو رخ در پرده پنهان کرده تا چند؟


ادامه مطلب

[ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 18:4 ] [ رضاباقری فر ]

[ ]